بهار 95
دو قلوهای عمه امودن خونمون 
ننه خورشیدم فوت شد با خاله عاطفه و دایی جون عباس و زن دایی و ابوالفضل جون رفتیم کیاسر


ننه حاج خانم رفت تو کما تو بیمارستان صیاد شیرازیگرگان بستریه رفتیم ملاقاتش خیلی غم انگیز بود.


بهار بدی داشتیم. هر دو مادربزرگما از دست دادم مامانی.
من به ننه حاج خانم بیشتر عادت داشتم و بیشتر گریه میکرد و تو اعتراض میکردی که چراواسه این ننت بیشتر گریه میکنی؟ فدات بشم مامانی دلت واسه اون ننه خورشید میسوخت میگفتی گناه داره
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بهار 95
